به مناسبت هفتادمين سال عرضه «شاهين مالت» يكي از اولين و برترين «فيلم نوآر» هاي تاريخ
(ادامه…)
-
0 نظـــرات مهرداد مربوط به موضوع پرونده يك فيلم در هالیوود ارســال شده توسط
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات مهرداد مربوط به موضوع پرونده يك فيلم در هالیوود ارســال شده توسط
بخش هایی از زندگی و مشکلات یک ستاره سینما که نقش او را محمدرضا گلزار بازی می کند در فیلم سینمایی “شش نفر زیر باران” به کارگردانی علی عطشانی روایت می شود.
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات پويان مربوط به موضوع اخبار سينما و تلویزیون جهان, پرونده يك فيلم در هالیوود ارســال شده توسط
پرونده فیلم روزهمه چیز درباره حاشیه و متن فیلم «شهر»شهر Town
رضا حسینی
کارگردان: بن افلك، فيلمنامه: افلك، پيتر كريگ و ارون استاكرد براساس نوول شاهزاده دزدان اثر چاك هوگن، مدیر فیلمبرداری: رابرت اِلسوويت، تدوین: ديلن تيچهنِر، موسیقی: ديويد باكلي و هري گرگسن ويليامز، بازیگران: بن افلك (داگ مكرِي)، ربكا هال (كلر كيسي)، جان هام (مامور افبيآي آدام فِرالي)، جرمي رنر (جيمز كاگلين) و كريس كوپر (استفن مكري). تهيهكنندگان: بسيل ايوانيك و گراهام كينگ. محصول 2010 آمريكا. 123 دقیقه. ژانر: درام جنايي/ تريلر.
کارگردان: بن افلك، فيلمنامه: افلك، پيتر كريگ و ارون استاكرد براساس نوول شاهزاده دزدان اثر چاك هوگن، مدیر فیلمبرداری: رابرت اِلسوويت، تدوین: ديلن تيچهنِر، موسیقی: ديويد باكلي و هري گرگسن ويليامز، بازیگران: بن افلك (داگ مكرِي)، ربكا هال (كلر كيسي)، جان هام (مامور افبيآي آدام فِرالي)، جرمي رنر (جيمز كاگلين) و كريس كوپر (استفن مكري). تهيهكنندگان: بسيل ايوانيك و گراهام كينگ. محصول 2010 آمريكا. 123 دقیقه. ژانر: درام جنايي/ تريلر.
خلاصه داستان
داگ مكري (بن افلك) متولدو بزرگشده چارلزتاون است؛ يكي از محلههاي كارگري شهر باستن ايالت ماساچوست كه در آن جرم و جنايت بخشي از زندگي است. چارلزتاون بزرگترين مركز آدمربايي، سرقتهاي مسلحانه و ماشيندزدي است؛ جاييكه در آن ترفندها و فنون تبهكاري از پدران به پسران ارث ميرسد. در اين ميان داگ مغزمتفكر و رئيس بيرحم دارودستهاي از سارقان بانك است كه هر بار به راحتي از مهلكه جان سالم به در ميبرند. اما داگ به خوبي ميداند كه شانس هميشه يارش نخواهد بود. از اينرو در فكر آخرين سرقت بزرگش است و قصد دارد بعد از آن براي هميشه اين شهر را ترك كند. اما كسي اجازه اين كار را به او نخواهد داد؛ مخصوصا دست راستش جيمز كاگلين (جرمي رنر) كه فكر ميكند اين كار نوعي خيانت است. به هر حال در جريان آخرين سرقت، داگ رئيس بانك را كه زني با نام كلر (ربكا هال) است مجبور به باز كردن گاوصندوق ميكند و سپس او را گروگان ميگيرد تا بتواند فرار كند. داگ سرانجام كلر را گوشهاي رها ميكند و راه خودش را ميرود ولي از آنجايي كه كلر چهار بلوك آنطرفتر از او زندگي ميكند، ماجراي رومانتيكشان آغاز ميشود. ماجرايي كه آنها را وارد مسير خطرناكي ميكند.
توليد
مراحل توليد فيلم از اواخر ماه اوت سال 2009 در شهر باستن آغاز شد. شعبه سابق مسبانك واقع در ملرز ماساچوست به عنوان اولين لوكيشن سرقت از بانك در فيلم مورد استفاده قرار گرفت. البته نام آن به بانك بازرگاني كمبريج تغيير يافت و صحنههاي داخلي در بانك پسانداز كمبريج واقع در ميدان هاروارد گرفته شد. كانون اصلاح و تربيت ماساچوست هم از لوكيشنهاي فيلم بوده است. توليد شهر با بودجهاي 37 ميليون دلاري صورت گرفت. از ميان بازيگران فيلم جرمي رنر براي ايفاي نقش جيمز كاگلين واقعا به ميان سارقان بانك چارلزتاون رفت تا هم تحقيقاتش را كامل كند و هم لهجه لازم را پيدا كند.
واكنش منتقدان
شهر بهطور گسترده مورد تحسين منتقدان قرار گرفته است. در سايت راتن توميتوز 95 درصد نقدهايي كه بر فيلم نوشته شده، مثبت است و امتياز فيلم براساس 158 نقد، 7/7 از 10 است. غالب منتقدان بر اين موضوع اتفاق نظر دارند كه شهر فيلمي تروتازه است و تريلري پرتنش، با فيلمنامهاي هوشمندانه و بازيگراني فوقالعاده. آنها از بن افلك بهعنوان كارگرداني خوشآتيه و با استعداد نام بردند كه ميتوان منتظر فيلمهاي بعدياش ماند. تعريف و تمجيدها از افلك تا جايي پيش رفت كه حتي برخي از منتقدان فيلم را با مخمصه شاهكار مايكل مان مقايسه كردند. نظر چند تن از منتقدان برجسته از اين قرار است:
• راجر ابرت/شيكاگو سانتايمز: بن افلك نشان داد كه از استعداد يك كارگردان واقعي و بزرگ برخوردار است. جرمي رنر هم دوباره در قالب نقش خود درخشيده است.
• مايكل فيليپس/ شيكاگو تريبيون: فيلمي پرخشونت كه قلبي رئوف دارد و همدردي تماشاگر را برميانگيزد.
• اي. او. اسكات/ نيويورك تايمز: فصل سرقت افتتاحيه فيلم به مانند عمده ديگر فصلهاي اكشن فيلم، خشونتآميز و كارآمد است و نشان از مهارت و اعتمادبهنفس افلك در مقام كارگردان دارد.
• جاستين چنگ/ ورايتي: فيلمبرداري قابلتوجه رابرت السوويت و تدوين ديلن تيچهنِر در شكلگيري فصلهاي مختلف فيلم بهخصوص اكشنها نقش چشمگيري داشته است. اين فيلم بهعنوان درام جنايي كه وقايعاش در شهر باستن روي ميدهد، ادامهاي است بر شكلگيري زيرژانري از سينماي جنايي كه با عناصري مانند لهجههاي متعدد، حالوهوايي انتقادي و جرياني پنهان از جبرگرايي شناخته ميشود. مردگان اسكورسيزي، رودخانه مرموز ايستوود و بچهْ گمشده افلك از فيلمهايي هستند كه در اين زمره قرار ميگيرند.
چارلزتاون و آمار جرم و جنايت
صدايي در پيشپرده فيلم ميگويد: «هر سال بيش از 300 مورد سرقت از بانك در شهر باستن روي ميدهد. بيشتر اين سارقان حرفهاي در محلهاي به نام چارلزتاون زندگي ميكنند كه مساحتي در حدود يك مايل مربع دارد». اما واقعيت چيز ديگري است. طبق آمار منتشر شده از سوي افبيآي در سه ماه اول سال 2010 فقط 23 مورد سرقت بانك در كل ايالت ماساچوست گزارش شده كه به مراتب كمتر از ايالتهاي ايلينوي و كاليفرنيا با 49 و 136 مورد است. طبق مقالهاي كه ماه گذشته (سپتامبر) در نشريه باستن گلوب چاپ شد، چارلزتاون زماني به عنوان مركز سارقان بانك شناخته ميشد و از اواسط دهه 1990 اوضاع اين منطقه تغيير كرده است. در حال حاضر اين محله ديگر به مانند دهه گذشته فقيرنشين و كارگري نيست و وضعيت ساكنانش بهتر شده است. از اينرو تصويري كه در فيلم جديد افلك از اين محله نشان داده شده مورد اعتراض برخي از ساكنان چارلزتاون قرار گرفته است.
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات پويان مربوط به موضوع اخبار سينما و تلویزیون جهان, پرونده يك فيلم در هالیوود ارســال شده توسط
پرونده فيلم روزهمه چيز درباره حاشيه و متن «زندگي پس از مرگ»زندگي پس از مرگ Hereafter
كارگردان: كلينت ايستوود، فيلمنامه: پيتر مورگن، مدير فيلمبرداري: تام اِسترن، تدوين: جوئل كاكس و گري روچ، موسيقي: كلينت ايستوود، بازيگران: مت ديمن (جرج لانِگِن)، سِسيل دي فرانس (ماري ليلاي)، ليندسي مارشال (مادر ماركوس و جيسن)، فرانكي و جرج مكلارن (ماركوس و جيسن دوقلو). تهيهكنندگان: ايستوود، كاتلين كندي، رابرت لورنز، استيون اسپيلبرگ و …، محصول 2010 آمريكا، 129 دقيقه. ژانر: درام فانتزي.خلاصه داستان
داستاني درباره سه آدم كه به طرق مختلف با مرگ روبهرو ميشوند. جرج يك كارگر آمريكايي است كه ارتباط خاصي با دنياي مردگان دارد. ماري در آنسوي دنيا يك ژورناليست فرانسوي است كه بهواسطه تجربهاي تا سرحد مرگ پيش ميرود و بعد از آن زندگياش دستخوش تغيير ميشود. در لندن هم دانشآموزي در يك سانحه رانندگي برادر دوقلويش را از دست ميدهد. اين سه نفر در راه يافتن واقعيت با يكديگر برخورد ميكنند و زندگيشان دستخوش تحولي شگرف ميشود.توليد
1- فيلمنامه پيتر مورگن ابتدا در ماه مارس 2008 توسط كمپاني دريم وركز خريداري شد. استيون اسپيلبرگ در مقام يكي از مجريان طرح پروژه از پايان فيلمنامه ابتدايي راضي نبود و آن را ضدتماشاگر ميدانست. از اينرو مورگن پايان تاثيرگذارتري نوشت ولي در نهايت همان پايان اصلي ضميمه فيلمنامه نهايي شد. حقوق فيلمنامه يكبار به كمپاني پارامونت پيكچرز واگذار شد ولي دوباره به دريموركز برگشت و اين كمپاني با كلينت ايستوود وارد مذاكره شد تا كارگرداني فيلم را برعهده گيرد. ايستوود در ماه نوامبر 2008 قرارداد همكاري را امضا كرد. تا انتخاب مت ديمن در سال 2009، فيلمنامه زيرنظر بخش توليدي مالپاسو به مالكيت ايستوود مورد بازنويسي و پرداخت نهايي قرار گرفت. ايستوود مجذوب اين فيلمنامه شد چون شيفته كارگرداني يك تريلر ماوراء الطبيعي بود و شيوۀ پيتر مورگن در برگرداندن وقايع واقعي به داستان را ميپسنديد.
2- انگليس بهخاطر مشوقهاي مالياتي (tax incentive: تخفيفهاي مالياتي به منظور دستيابي و ترويج هدفهاي موردنظر) به عنوان مركز توليد فيلم در نظر گرفته شد و انجمن فيلم انگليس مخارج توليد را تامين كرد. با اين حال فيلمبرداري در لوكيشنهاي مختلفي از سه كشور انجام شد. جلساتي از فيلمبرداري در هتل قديمي Belle Epoque انجام شد كه در دهكدهاي نزديك منطقه كوهستاني شاموني (در شرق فرانسه) قرار دارد. ساختمان هتل براي فيلمبرداري فصلهاي ميان سِسيل دي فرانس و مارته كلر بدل به يك مركز درماني سوئيسي شد. در طول فيلمبرداري يك كمربند حفاظتي در اين منطقه ايجاد شد تا از ورود ساكنان محلي و عكاسان پاپاراتزي سر صحنه جلوگيري به عمل آيد. در اين ايام فقط شهردار شاموني براي ديدار كوتاهي با ايستوود وارد اين منطقه شد. بعد از آن گروه توليد فيلم براي چهار روز در پاريس به كارش ادامه داد.
3- در اولين هفته ماه نوامبر توليد به لندن منتقل شد و فيلمبرداري به مدت سه هفته در لوكيشنهايي مانند برموندزي و والوورث انجام شد. بعد از فيلمبرداري اين بخشهاي فيلم بود كه پروژه بهطور موقت تعطيل شد تا مت ديمن در فيلم ديگري بازي كند. 12 ژانويه 2010 فيلمبرداري از سر گرفته شد و ايستوود طي سه روز فصلهاي دي فرانس در جزيره ماوي (دومين جزيره بزرگ هاوايي) را فيلمبرداري كرد. در 13 ژانويه صحنههاي مربوط به فرانت استريت شهر لاهينا گرفته شد كه صدها نفر روي آن كار كردند. اين خيابان از بعدازظهر روز قبل بسته شد و عبور و مرور وسايل نقليه در آن ممنوع شد.
4- بقيه مراحل توليد در منطقه خليج سنفرانسيسكو پيگيري شد. در 19 ژانويه فصلهاي مربوط به تير خوردن مت ديمن در تصفيهخانه كارخانهاي در كراكت كاليفرنيا فيلمبرداري شد. فيلمبرداري در اين لوكيشن تا پايان كار اعلام نشد چون ترس آن ميرفت كه جمعيت زيادي براي تماشا جمع شوند. در 29 ژانويه گروه توليد دوباره روانه لندن شد تا آخرين صحنههاي مت ديمن گرفته شود. در سوم فوريه هم صحنههاي موزه چارلز ديكنز گرفته شد.
5- جلوههاي ويژه بصري فيلم توسط كمپاني اسكنلاين ويافايكس انجام شد. در مجموع 169 جلوه ويژه طراحي و ساخته شد كه فصل كليدي و مهم آن خلق سونامي بود. اين نماهاي «پرآب» كاملا با جلوههاي رايانهاي توليد شدند. يكي ديگر از جلوههاي مهم فيلم «جلوه آخرتي» نام دارد كه زندگي پس از مرگ را در لحظات كوتاهي مقابل ديدگان تماشاگران قرار ميدهد.واكنش منتقدان
نقدهاي مثبت و منفي مختلفي بر فيلم نوشته شده است. در سايت راتن توميتوز 59 درصد از نقدها مثبت بوده و در سايت متاكريتيك امتياز 56 درصد براي فيلم حاصل شده است. نظر برخي از منتقدان برجسته از اين قرار است:
• ميك لاسل/ سنفرانسيسكو كرانيكل: جالبترين و ارزشمندترين عنصر فيلم نگاه ملكوتي و شكوهمند ايستوود و فهم همه جانبه و همدردانه او از دردورنج و رفعتوجلال زندگي زميني است.
• راجر ابرت/ شيكاگو سانتايمز: يك فيلم تماشايي و فوقالعاده براي آدمهاي خردمندي كه بهطور طبيعي درباره اتفاقات و جريانات بعد از مرگ كنجكاوي ميكنند.
• كنت توران/ لسآنجلس تايمز: به اين ميگويند فيلمسازي بيسروصدا ولي مقتدرانه و موثر؛ فيلمسازي كه باور دارد هيچ چيزي مهمتر از داستاني نيست كه بايد روايت شود.
• اي. او. اسكات/ نيويورك تايمز: يكي از دلايل موفقيت و تاثيرگذاري فيلم اين است كه ميتواند با قدرتش شكاكان و ترديدكنندگان را روحزده كند، زودباوران را گيج كند و هر كسي در اين ميان را مجذوب نمايد.
• كلاديا پوگ/ يواساي تودي: فيلم به آرامي در مرگ، سوگ و ماتمزدگي كاوش ميكند و بهگونهاي غيرمنتظره و عميق تماشاگرش را متاثر ميسازد.
• جي. هوبرمن/ ويليج ويس: «زندگي پس از مرگ» در كارنامه ايستوود وصله ناجوري است. ساختار داستاني فيلم واقعا نامعقول است.در حواشي
• فيلمبرداري در ماه دسامبر 2009 براي يك ماه متوقف شد چون مت ديمن بايد در فيلم «كميته بررسي» (2011) بازي ميكرد.
• بخش اصلي فيلمبرداري از ماه اكتبر 2009 تا فوريه 2010 به طول انجاميد و كار در لوكيشنهاي مختلفي در لندن، سنفرانسيسكو، پاريس و هاوايي دنبال شد.منبع :سينماي ما
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات پويان مربوط به موضوع پرونده يك فيلم در هالیوود ارســال شده توسط
*آنچه در اين پخش نوشته ميشود حواشي و نكات جالب(از جمله گاف هاي فيلم و ..) هست كه از سايت هاي مطرح دنيا ترجمه ميشود و در اختيار شما قرار ميگيرد *
1- اين فيلم هفتمين و آخرين قسمت از مجموعه فيلمهاي «اره» است و اولين فيلم سهبعدي اين مجموعه به شمار ميآيد.
2- كارگرداني فيلم توسط كوين گروترت انجام شده كه با ساخت «اره 6» نخستين تجربه كارگرداني خود را پشت سر گذاشت. البته او در توليد «اره 1» تا «اره 5» هم مشاركت داشته و تدوينگر هر پنج فيلم بوده است.
3- طبق معمول فيلمهاي اين مجموعه داستان با اسارت دو مرد در يك قفس شيشهاي آغاز ميشود و بعد پاي جيگسا و چند نجاتيافتهاي به ميان ميآيد كه از دامهاي مرگبار او جان سالم به در بردهاند. البته ميدانيد كه جيگسا در قسمتهاي قبلي مرده است ولي هنوز نامش حاكم اصلي فيلمهاي اين مجموعه است و دنيا حول خباثتهاي او ميچرخد.
4- در اوايل سال 2009 بود كه تهيهكنندگان فيلم، نسخه سهبعدي «اره 1» را ديدند و بهقدري تحتتاثير قرار گرفتند كه به فكر ساختن سهبعدي اين قسمت افتادند.
5- پيشتوليد اين فيلم از تمامي قسمتهاي قبلي طولانيتر شد و پيچيدگي فرآيند توليد سهبعدي، زمانبندي 9 هفتهاي را به 21 هفته افزايش داد. فيلمبرداري هم 9 هفته به طول انجاميد كه 3 هفته بيشتر از قسمتهاي قبلي است.
6- «اره 7» با بودجهاي 17 ميليون دلاري توليد شده كه علتش به فيلمبرداري سهبعدي آن برميگردد. پيش از از اين بالاترين هزينه توليد فيلمهاي اين مجموعه 11 ميليون دلار بوده است.
7- تعداد دامهاي مرگبار اين فيلم 11 مورد است كه از تمام قسمتهاي پيشين بيشتر است.
8- چستر بنينگتون (خواننده اصلي گروه لينكين پارك) براي ايفاي نقش خود در فيلم با يك مدرس بازيگري مشورت كرد.
9- ابتدا قرار بود هشتمين فيلم اره هم توليد شود ولي بهخاطر افت فروش قابلتوجه «اره 6» پروژه آن منتفي شد و ايدههاي داستانياش به اين فيلم تزريق شد.
10- منتقدان. «اره 7: سهبعدي» به مانند چهار اره قبلي، پيش از اكران عمومي براي منتقدان به نمايش درنيامد. بعد از اكران نيز همه چيز طبق انتظار پيش رفت و تقريبا تمام منتقدان فيلم را به باد انتقاد گرفتند و آن را بيارزش ارزيابي كردند. در سايت راتن توميتوز 10 درصد از 61 منتقدي كه درباره فيلم نوشتهاند، نظر مثبتي نسبت به آن داشتهاند. متوسط نظرات منتقدان سايت متاكريتيك هم 23 درصد است كه براساس 17 نقد بهدست آمده. از ميان منتقدان صاحبنامي كه معمولا نظراتشان راجع به فيلمهاي روز را در اين صفحه ميخوانيد هيچيك به تماشاي اين فيلم نرفتهاند11-شعار هاي تبليغاتي فيلم :
The Traps Come Alive
In Mind-Blowing 3D
In Heart-Pounding 3D
In eye-popping 3D12-اين فيلم در تورنتو كانادا فيلمبرداري شده است
13-چند تا گاف از فيلم :
*وقتي دكتر هافمن در فلش بك متني كه “من تورو ميشناسم” رو مينويسه در زمان حال وقتي دوباره شروع به نوشتن ميكنه ،به طور واضحي دست خط تغيير كرده
*در حالي كه پليس هاي SWAT مشغول پيدا كردن مجرم هستن ،گيبسون در حال پيدا كردن هافمن هستش(در اين حالت اصلا هيچ كدوم از نيروهاي پليس ، تفنگهاشون آماده تير اندازي نيست و اصلا حق تير اندازي ندارند ) هافمن شروع ميكنه به تير اندازي كردن .
14- 27 نفر در اين فيلمنامه جنون آميز مردند !(به جز هافمن )
ادامه مطلب

