فیلم سینمایی “جدایی نادر از سیمین” به کارگردانی اصغر فرهادی واکاوای موقعیتی تراژیک و تلاش برای نمایش بحرانهای اخلاقی و اجتماعی است.
(ادامه…)
-
0 نظـــرات مهرداد مربوط به موضوع نقد فيلم های ايرانی ارســال شده توسط
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات مهرداد مربوط به موضوع نقد فيلم های ايرانی ارســال شده توسط
«یه حبه قند» فیلمی است در ستایش پیوند تنگاتنگ بین زندگی و مرگ و همه آرامش و شفافیتی که مرگ میتواند برای دنیای زندگان به همراه آورد.
(ادامه…)
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات مهرداد مربوط به موضوع نقد فيلم های ايرانی, نقد و حاشیه سینما ارســال شده توسط
در این پست چند مطلب در باره فیلم فرزند صبح که اینروزها خیلی سرو صدا بوجود آورده را خواهیم خواند :
دو میلیارد تومان هزینه برای یک پروژه ناموفق
بهروز افخمی : تهیه کننده “فرزند صبح” باید پاسخگو باشد
محمد تقی فهیم: افخمی آشکارا به انقلاب و مقدسات مردم توهین کرد
شب سخت بهروز افخمی / سرنیزه اهالی رسانه به سمت کارگردان «فرزند صبح» نشانه رفت
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات مهرداد مربوط به موضوع اخبار سينما و تلویزيون ايران, نقد فيلم های ايرانی ارســال شده توسط
فیلم سینمایی “ورود آقایان ممنوع” به کارگردانی رامبد جوان یک کمدی جذاب، مفرح و هوشمندانه است.
(ادامه…)
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات پويان مربوط به موضوع سينما و تلویزيون, نقد فيلم های ايرانی, نقد و حاشیه سینما, گالری عکس ارســال شده توسط
تنها دو بار زندگی میکنیمكارگردان و فيلمامه نويس :يهنام بهزاديبازيگران:عليرضا آقاخاني
عباداله كريمي
رايا نصيري
نگار جواهريان
رامين راستاد
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات مهرداد مربوط به موضوع نقد فيلم های ايرانی, نقد و حاشیه سینما ارســال شده توسط
به بهانه انتشار اینترنتی کار جدید مهران مدیری آنچه ماهوارهنشینان میکنند و آنچه "مدیری" در نقد آن ! این روزها انتشار قطعه نمایشی طنزی از مهران مدیری که شبکه های ماهواره ای را به سخره گرفته، نه تنها در داخل کشور بلکه در خارج از کشور نیز سر و صدایی به پا کرده است!
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات مهرداد مربوط به موضوع نقد فيلم های ايرانی ارســال شده توسط
كوثري گفت: پايههاي سينماي نوين ايران در دهه 60 گذاشته شد. پايهگذاران سينما؛ آن را خوب ميشناختند و دلشان براي فرهنگ ميسوخت. اما در 6 سال اخير؛ سينما از دست افراد فرهنگي گرفته شد و تاجران بر سر كار آمدند.
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات مهرداد مربوط به موضوع نقد فيلم های ايرانی ارســال شده توسط
رضا کریمی در سالهای فعالیتش در سینما نشان داده به داستانهای اجتماعی و درامهای روانشناختی بیشتر از موضوعهای دیگر علاقمند است.
ادامه مطلب
-
0 نظـــرات پويان مربوط به موضوع سينما و تلویزيون, نقد فيلم های ايرانی ارســال شده توسط
ديروز ،كي از فاميل هاي نزديك به خانه ما اومد و در يك پيشنهاد غير قابل پيش بيني گفت كه بريم سينما “تسويه حساب “ببينيم . من هم در كمال رضايت قبول كردمو رفتيم به سالني كه من ازش به خاطر نورپردازي هاي زير پله اش بدم مياد !اونم سالني نيست جز سالن اصلي اريكه ايرانيان ! بار ها و بار ها در مورد اين سالن و مديريت خود خواه اين مجموعه صحبت كرديم و لازم نميبينم كه دوباره از اين سالن انتقاد كنم.
داستان فيلم تشكيل شده بود از 4 زن :
1- لادن مستوفي : زني كه سردسته گروه بود و به اصطلاح خودم به براي خودش مردي شده بود !در 12 سالگي ازدواج كرده و دختر خودش را به يكي از اقوامش داده بود .
2-بهاره افشاری :دختر عموي سرگروه و معتاد و ;كه در 14 سالگي ازدواج ميكند و در زندان بچه دار ميشود و بچه اش رو به مادرش كه معتاد است ميدهد و مادر او هم براي به دست آوردن پول براي مواد ، كودك را ميفروشد .
3- مهناز افشار : دختر سوسول گروه كه تا آخرين سكانس كه اون حضور دارد نميدانيم چرا اون هم در اين گروه براي تلكه كردن مردان حضور دارد تا متجوه ميشويم كه به اون در سن 12 سالگي تجاوز شده ، آن هم به ملودرام ترين حالت ممكن ،توسط نا پدريش !
4-السا فیروزآذر : درس خوان گروه ،عشق كتك كاري و البته خوش شانس ،كه در آخر فيلم از ماشين پياده ميشود.
دقيقا نميدانم كه چه بگويم و بنويسم ،فقط اين را بگويم به عنوان يك مرد ، اين خانم كارگردان ، تمام مردهاي سالن سينما را بر گوشه رينگ برد و با مشت بر صورت آنها كوبيد و اواسط فيلم هم بيت خود كه شوهر خودش هم بود وارد صحنه كرد و گفت : تنها مرد خوب اين دنيا شوهر من هست و تمام شما آشغالي بيش نيستيد !
فكر كنم خانم ميلاني جلسه اي در محفلي خصوصي با كارگردان فيلم اخراجي ها جناب ده نمكي داشتند چون اين فيلم پرفروش تاثير به سزايي در فيلمنامه تسويه حساب داشته است !مثل اخراجي ها نيمه اول فيلم دلقك بازي هاي هنر پيشه ها بود و نيمه دوم فيلم هم شعر هاي پشت سر هم كارگردان و بعد هم يك پايان “دوغكي” !
فيلم آنقدر شور بود كه به تلخي ميگراييد !در انتها تعدادي از تماشاگران ،زمزمه كنان ميگفتند : ” تهمينه ده نمكي “!
اگر كارگردان محترم فيلم روند فوق فمنيسمي اين فيلم را پيش بگيرند !بايد منتظر از دست دادن يكي از كارگردانان خوب سينماي ايران باشيم .
امتياز من به فيلم : 3 از 10
ادامه مطلب
-
5 نظـــرات پويان مربوط به موضوع نقد فيلم های ايرانی ارســال شده توسط
فیلم سینمایی «عیار 14» پرویز شهبازی با وجود تمام جذابیتها و ظرافتهایش فیلمی فوقالعاده از کارگردان «نفس عمیق» نیست.
به گزارش خبرگزاری مهر، پرویز شهبازی با ساخت اثر تحسین برانگیز «نفس عمیق» نشان داد که از او باید بیش از ساخت یک فیلمی معمولی و حتی استاندارد توقع داشت.
از این رو شاید اگر «عیار 14» را کارگردان معمولی تری ساخته بود به مراتب جای تحسین و تشویق داشت ؛ اما نفس عمیق به عنوان نمونه ای بسیار درخشان از سینمای هنری ایران این توقع را از کارگردان خوش ذوقش ایجاد می کند که فیلم بعدیاش نیز از آن جنس باشد (و البته این به معنای تکرار نیست).شهبازی در این فیلم به لحاظ ظاهری نیز دست از عادات همیشگی فیلمسازی اش برداشته و به جای استفاده از نابازیگران به سراغ ستارهها رفته تا این اثر از این لحاظ نیز متمایز از اثر تحسین شده قبلی اش باشد.
“نفس عمیق” با وجود اندک ضعفهای ساختاریاش فیلمی شجاعانه بود اما “عیار 14″ فیلمی محتاطانه، فاقد پرخاشگری و جسارتی است که از هر سکانس نفس عمیق می تراوید.
اما با این همه حسن بزرگ “عیار 14 “که آن را تا حدودی نجات داده تعلیق موجود در اثر است. تعلیق فیلم در پنهان نگاه داشتن نیت منصور زندانی سابق (کامبیز دیرباز) از ورودش به شهر و به تصویر کشیدن حس وحشت و بی قراری به زرگر (فرید با بازی محمدرضا فروتن) بسیار خوب از کار درآمده است.
نشان دادن انگیزه های بالقوه زندانی از انتقام جویی و سرانجام دیدار غیرمنتظره آنها در نمایی هولناک از پشت شیشه های مغازه زرگر، نمایش زندگی از هم گسیخته فرید و همسر بی قید و شرطش و رابطه پنهانی اش با دختر جوان (مینا) ظرایفی است که از فیلم کشف می شود.
قصه فیلم کیفیت و محتوایی اندرزگونه دارد: زندگی هولناک زرگر از کشته شدن به دست دزدی که چند سال پیش با خبرچینی او بازداشت شده و حالا پس از آزادی به همان شهر بازگشته و به هر دری می زند اما از مرگ و تقدیر را گریزی نیست حتی اگر به شکلی دیگرباشد.
روایت سرراست و تک خطی فیلم با تاکید بر روی مفهوم تقدیر و بخت پیش می رود. اینکه هر کسی در نهایت باید تاوان و حساب کارهایش را پس دهد. با این وجود شهبازی با تیزهوشی به جغرافیا یا قوم و زمان مشخصی محدود نمی شود و موقعیت های انتزاعی را انتخاب می کند تا بتواند تفسیرهای متفاوتی از آن داشت و آن را یک وضعیت نه صرفا ایرانی که جهانی و انسانی نگریست. از این رو او از همان ابتدا محیط نامشخصی را برای اثرش انتخاب کرده و شهر سردی را به تصویر می کشد که مردمانش بی لهجه سخن می گویند و برفی که همه چیز را پوشانده و در خود جای داده است.
او همچنین با چیدمان عناصر و نشانه های مختلف مدام در حال تعدیل مفاهیم ظاهرا قطعی فیلم و رسیدن به نسبی گرایی است.وقتی در ابتدای فیلم تابوت فرید را می بینیم و همچنین حضور منصور در شهر و جستجویش برای یافتن فرید و کینه ای که از زرگر دارد حتم داریم که فرید به دست منصور کشته شده است اما از سوی دیگر پیچیدگی زندگی و چند وجهی بودن آن احتمال رد فرضیه هایمان را نشان می دهد.یا در صحنه ای دیگر پیرزن روستایی بسته ای را برای فروش به فرید می دهد. بسته ای چند لایه که فرید به سختی آن را باز می کند و هربار کوچک تر می شود تا در آخر دندان طلای کوچکی در آن یافت شود. این سکانس نمادین اشاره ای دقیق به پیچیدگی و تودرتو بودن زندگی است.
نماهای ورود منصور به شهر و رفتارهای مرموز او که یادآور فیلم های جنایی است این باور را در ما تقویت می کند که او موجودی مخوف و هراس انگیز بوده و تنها به فکر انتقام . غافل از آنکه منصور اهل روستای جنت آباد بوده و همین نام بهشتی نیز نشان دهنده بی آزاری اوست.
اما قهرمان قصه بیش از هر چیز تنهاست. ترس فرید فقط از منصور نیست بلکه او از تنهایی می گریزد. تنهایی که حتی مینای جوان نیز نمی تواند آن را گرمایی بخشد. نشانه های این تنهایی در دوری و جدایی روحی او از همسرش، تابلوهای مغازهاش و همچنین سکانس مسجد و به خواب رفتن او هنگام تلاوت آیات قرآن (که خود نشانه ای از بیداری و آگاهی انسانهاست) به چشم می خورد.فرید نه فقط از منصور که از از شهری می گریزد که در آن تنها مانده است. او این تصمیم را بارها گرفته ولی اجرا نکرده و اکنون حضور عاملی دیگر مزید بر علت شده است تا از ترس مرگ خود با سرعت به آغوش آن برود.
فیلم با وانت نیسان آبی رنگی که تابوت شخصیت فرید را با قاب عکسی از او با دو همراه، حمل می کند، شروع و با وانت نیسان قرمز رنگی که منصور را به سمت ده «جنت آباد» و شاید به سمت دخترش می برد به پایان می رسد. همه چیز در بین حرکت این دو وانت و در کشمکش (یا ظاهرا کشمکشی) که بین فرید و منصور حکمفرماست، اتفاق میافتد.
وانت آبی رنگی که جسد را حمل می کند به نوعی نشانه آرامش و پایان است و این یعنی سرنوشت قهرمان اول فیلم به پایان رسیده و احتمالا نتیجه اعمال خود را کامل دیده و حالا به آرامش ابدی دست یافته است. و وانت قرمز رنگ نشانه شور و حیات است و این یعنی اینکه منصور برای شروعی تازه و پرشور و رستگارانه گام اول را برداشته است.
—————-عرفان جلالی
ادامه مطلب
